ذبيح الله صفا

261

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

قهر كرد و بغداد بگرفت و خليفه را برداشت و تا حدود مصر بگرفت و كسانى را كه ياغى بودند نيست كرد و هنرمندان را در همهء انواع بنواخت و رسمهاى نيكو نهاد و من بنده نصير را كه از طوسم و بولايت ملحدان افتاده بودم از آنجا بيرون آورد و رصد ستارگان فرمود و حكمايى را كه رصد مىدانستند چون مؤيد الدين العرضى كه بدمشق بود و فخر الدين مراغى كه بموصل بود ، و فخر الدين خلاطى كه بتفليس بود ، و نجم الدين دبيران كه بقزوين بود ، از آن ولايتها بطلبيد و زمين مراغه رصد را اختيار كردند و بفرمود تا كتابها از بغداد و شام و موصل و خراسان بياوردند و تقدير چنان كرد كه منكوقاآن از ميان برخاست و بعد از آن هلاگو و بعد ازو ابقاى بجاى پدر پادشاه بود ، رصد ستارگان تمام شد » . پس اتمام رصد كه تأليف زيج نتيجهء آنست در عهد اباقا خان انجام گرفت و خواجه آن را بر چهار مقاله تنظيم نمود : مقالهء اول در تواريخ ، مقالهء دوم در سير كواكب و مواضع آنها ، مقالهء سوم در اوقات مطالع و مقالهء چهارم در باقى اعمال نجوم . بر اين زيج حسن ( حسين ) بن محمّد نيشابورى قمى معروف به « نظام » شرحى به فارسى نوشت و آن را كشف الحقايق ناميد و عليشاه محمّد بن قاسم صاحب الاشجار و الاثمار منتخبى از آن ترتيب داد « 1 » . خواجه تأليفات متعدد ديگر در رياضيات و نجوم دارد و پيش از آنكه بذكر آنها پردازيم لازم است به « تحريرات » رياضى او ، كه اهميت فراوانى از باب ترويج علوم رياضى يونانى در ايران بعد از مغول دارد ، سخن گوييم : چنان كه مىدانيم ، و در مجلد اول اين كتاب ديده‌ايم ، همهء كتابهاى معتبر يونانيان در رياضيات و نجوم بوسيلهء مترجمان بزرگ قرنهاى دوم و سوم و چهارم هجرى به عربى نقل شد و ترجمه‌هايى ترتيب يافت كه مواردى از آنها با صعوبت در فهم همراه بود و حاجت بشرح و ايضاح و تحرير روشن و قابل تعليم و تعلّم داشت . بزرگترين كار خواجه نصير آنست كه بسيارى ازين ترجمه‌ها را با دقت وافر مورد مطالعه قرار داد و آنها را تصحيح و تنقيح كرد

--> ( 1 ) - كشف الظنون ستون 967 - 968